شمس الدين حافظ

25

ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى )

در زير برف و باران ، همه بىسر و صدا انتظار چند ساعتهء رسيدن نوبت خود را مىكشيدند آثار خارجى ديگرى از جنگ نمىديدند و روزگارى در كمال آرامى و سكونت ظاهرى كه اشبه به خواب يا خيال بود مىگذرانيدند . آقاى تقىزاده حضور اين آقايان را در برلين مغتنم شمرده يك انجمن ادبى و علمى تشكيل دادند كه هر شب چهارشنبه ده پانزده نفر از فضلاى آنها در ادارهء « كاوه » جمع شده در انواع مسائل علمى و ادبى و فنى گفتگو مىكردند و مقرّر بود كه هريك از اعضاء به نوبهء خود در موضوعى بخصوص كه خود او قبل از وقت بر حسب دلخواه معيّن مىكرد مقالهء با اسنادى نوشته در حضور اعضا قرائت مىنمود . از فضلاى مبرز اين انجمن يكى مرحوم ميرزا فضل‌على آقا مجتهد تبريزى وكيل سابق آذربايجان بود كه فى الحقيقة در ادبيات عرب او را صاحب يدى طولى ، بل يدى بيضا يافتم . وى در همان برلين در سلخ جمادى الآخرهء 1339 به رحمت ايزدى پيوست . و ديگر آقاى سيد محمد على خان جمال‌زاده يكى از بهترين اميدهاى آيندهء ايران كه كتاب « روابط روس و ايران » او نمونه‌اى از وسعت اطلاعات و قوّه انتقادى و تدقيق اوست به سبك اروپائيان ، و كتاب « يكى بود يكى نبود » او نمودارى از شيوهء انشاى شيرين سهل سادهء خالى از عناصر خارجى اوست و اگر چه اين سبك انشاء كار آسانى نيست و به‌اصطلاح سهل ممتنع است ولى مع‌ذلك فقط اين طرز و شيوه است كه بايد سرمشق چيزنويسى هر ايرانى جديدى باشد كه ميل دارد به زبان پدر مادرى خودش چيز بنويسد و نمىخواهد كه بواسطهء عجز از اداى مقصود خود به زبان فارسى محتاج به دريوزه نمودن كلمات و جمل و اساليب تعبير كلام از اروپائيها بشود چنان كه شيوه ناخوش بعضى از نويسندگان دورهء جديد است . و ديگر آقاى ميرزا محمود خان غنىزاده از شعراى فصيح اللّسان شيرين زبان آذربايجان كه نمونه‌اى از اشعار نمكينش در شماره‌هاى « كاوه » و « ايرانشهر » منتشر است . و ديگر آقاى ميرزا حسين خان كاظم‌زاده مدير مجلهء « ايرانشهر » منطبعهء برلين كه خود آن مجله بهترين معرف ايشان است . و ديگر آقاى ميرزا محمد عليخان تربيت از فضلاى مشهور آذربايجان و آقاى آقا سيد محمد رضاى مساوات « 25 » فاضل و حكمى مشهور . و ديگر از فضلاى مقيم برلين در آن ايام دوست قديمى من آقاى ميرزا ابراهيم پورداود

--> ( 25 ) . در نهم صفر سنهء هزار و سيصد و چهل و چهار در طهران مرحوم شد .